ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
437
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
تقويت كند و در تابستان شربتهاى خنككننده و گردهاى مبرد برايشان تجويز مىنمود . ابن النديم بغدادى كاتب گفته است : يوحنا بن ماسويه طبيب معتصم و مأمون و واثق و متوكل بوده . يوسف بن ابراهيم گفت : جلسات خانهء يوحنا بن ماسويه از مجللترين مجالس طبى بود ، كه من در دار السلام ديدهام ، كه بمانند آن مجالس متكلمين و فلاسفه هم به آن جلال نبود . در مجلس او از هر صنف از ادبا حاضر بودند و شخصا مرد خوش مشرب و شوخ بود ، كه بعضى براى استفاده از بيانات شيرين او در آن مجلس حضور مىيافتند . درعينحال مردى تندمزاج و خسيس و از جبرئيل بن بختيشوع تندتر بود و در حال تندى حرفهاى مضحكى بر زبانش مىراند . بيانات مضحك او وقتى بود كه قارورهء اشخاص را مىديد . من و ابن حمدون بن عبد الصمد بن على ملقب به بابى - العير طرد و اسحاق بن ابراهيم بن محمد بن اسمعيل ملقب به بيض البغل خود را مقيد كرده بوديم ، كه نوادر و لطايف او را يادداشت نمائيم . من اظهار تمايل كردم ، كه منطق نزد او فراگيرم و آن دو نفر كتابهاى جالينوس را در طب نزد او ياد گيرند . يوسف گفت . از جمله نوادرى كه از او در موقع ديدن قاروره ديدم اين است : زنى قارورهاى آورد و به او گفت : فلان و فلان و فلان خانم سلام مىرسانند . يوحنا گفت : نام زنان قسطنطنيه و عموريه را بهتر مىدانم ، تا نام خانمهائى كه نام برديد . ادرارت را نشان بده تا تو را در آن بهبينم . يوسف گفت : به ياد دارم مردى نزد او آمد و دردى را عنوان كرد كه شفاى از آن توسط فصد ممكن خواهد بود . يوحنا به او گفت : بايد فصد كنى . آن شخص گفت : عادت به اين كار ندارم . يوحنا گفت : گمان نمىكنم كسى در شكم مادرش بفصد عادت كرده باشد . همچنين هيچكس قبل از بروز بيمارى عادت بدان ندارد . اينك مختارى ، يا بر بيمارى خود صبر كن يا فصد نمائى تا از بيمارى شفا يا بى .